برف نو! برف نو! سلام! سلام!
بنشين! خوش نشسته اي بر بام
پاكي آوردي اي اميد سپيد!
همه آلودگي ست اين ايام
راه شومي ست ميزند مطرب
تلخ واريست مي چكد بر جام
اشك واري ست مي كشد لبخند
ننگ واري ست ميتراشد نام
شنبه چون جمعه ...، پار چون پيرار...
نقش همرنگ مي زند رسام
مرغ شادي به دامگاه آمد
به زمانی که بر گسيخته دام
ره به هموار جاي دشت افتاد
اي دريغا كه برنيايد گام
تشنه آنجا به خواب مرگ نشست
کآتش از آب می کند پيغام
كام ما حاصل از آن زمان آمد
كه طمع بر گرفته ايم از كام...
خام سوزيم ، الغرض ، بدرود !
تو فرود آي برف تازه! سلام!
احمد شاملو

آن دور تر
ماهی های مجازی
بر صفحه شیشه ای نورانی
آرامتر از غریزه شان شنا می کنند
تا زیباتر جلو کنند
این نزدیکتر
در شلوغی گیج پیاده رو
دختر های واقعی
تندتر از غریزه شان آرایش می کنند
تا بالغ تر جلوه کنند
دیگر
نه آن پل دور
شانه های محکم کریم خان است
نه این چنارهای نزدیک
می توانند صورتشان را
با سیلی باد
سبز نگه دارند
*******
...ها! می دونم بوام
دیه دوره ی ای شعرا سر اومده
ولی نمی تونم نگم
خاکستری تو خودمه
که هی می خواد بیرون بزنه و بپاشه
رو همه ی کلمه های آروم و تند ای شهر لعنتی
خاستر تو خودمه بوام
نمی تونم نگم...

در بیشتر زبان های دنیا
بیشتر نام های دختران
به هجاهای بلند ختم می شود
به بلندترین هجاها
۲
- لب هایم
امواج سرخ خفته اند
نامت را که می برم
دریا شکاف بر می دارد
۳
-...بعد
می نشیند کنار هامون و حمام آفتاب می گیرد
می خواهد
از نطفه ی زرتشت
با لقاح مصنوعی باردار شود
برای ش
گزاره های علمی و مذهبی ارزششان یکی ست
اما
لقاح طبیعی در آغوش من
برایش
بی ارزش است
۷
مردی کور
در کوچه ای بن بست
در سرم
آکاردئون می نوازد
در کوچه ی بن بست
در طبقه ی هجدهم ساختمان اسفند
مردی خواب می بیند
که در سرش
مردی کور
در کوچه ای بن بست
آکاردئون می نوازد
۸
- دنیا هنو همو دنیایه بوام
چه ای آسمن خراشا و دود و دماش باشن
چه نباشن
غروبای دلگیرش
سینه ی آدمو فشار می ده و
چشاشو می سوزونه
ها بوام! دنیا هنو همو دنیایه...
*
یادداشت پرستار بخش روانی:
این ها را نوشته بود توی یک دفتر/ و دفتر همیشه همراهش بود/ و آن شب از جعبه ی دارو/ تمام سه حلقه ای ها برداشته بود/ و خورده بود/ و خوانده بود:
دیوانه چون طغیان کند زنجیر و زندان بشکند
از زلف لیلی حلقه ای.../
و مرده بود
