بنگر به جهان! چه طرف بر بستم ؟هیچ!
وز حاصل عمر چیست در دستم؟ هیچ!
همشهری جوان به هر دلیلی توقیف نشد.
حالا دیگر می توانم دلخوش باشم که باز هم این رسم های اواخر دوباره و دوباره تکرار می شود. رسمی که مرا با دکتر مالی می کند سوار یک پراید سفید و از جردن تا کرج رباعی است که پشت رباعی دهن به دهن بچرخد و تا برسیم خانه وزن ماشین دو برابر شود از رباعی های تازه ای که شتنیده ایم... از حرف های تازه ای که گفته ایم.
دوباره دم دم های غروب یک ماشین شعر از اتوبان عبور خواهد کرد.
![]()
عکس از رویا رضایی نسب همخانه تاریکخانه و روشن خانه ام!