دیباچه: فوتوبلاگ من و رویا افتتاح شده. این جا ببینینش:
و دو تا سپید بعد از مدت ها:
۱. به/ از الف. بامداد
شرٌآب خروشان رودخانه ای در گوش و
سیماب گنداب پلشتی در چشم
" آه! اگرم توان شنفتن بود..."
۲.خمره های خواب
هر شب
زیر پیله پتو
در خودم خمیده می شوم
بر می گردم
جنین می شوم
در گورهای خمره ای شکل
می میرم
خمره از خم پر می شود
خم می شود
خم می شوم
" می چرخم و می چرخم
تا خیابان خیام/ تو خیابون خیام
ته خود دریاچه ی ارومیه
می چرخم
نه ارومیه خیلی دوره رضا!
همی شیراز خودمون
ته خماری خیس حافظیه...
هرشب
زیر پیله پتو
مردی
خفگی خودش را
با خودش
قسمت می کند
![]()